542 تا 594، دوام يافت، تقريباً يقين است كه طاعون خياركي بوده كه در سال 542 در مصر آغاز شد، به قسطنطنيه رسيد و سپس، در سراسر اروپا انتشار يافت. پروكوپيوس (ششم ـ 2)، اواگريوس (ششم ـ 2)، گرگوار اهل تور (ششم ـ 2) آن را توصيف كردهاند. مرض كادوالادِر1 هم كه در سالهاي 664 ـ 684 انگلستان را ويران كرد و بيد (هفتم ـ 1) توصيفش كرده، احتمالاً طاعون خياركي بوده، چون اندكي بعد از آن يك بيماري مربوط به كشالهٴ ران در رم گزارش شدهاست. (690).
ابن جزار (دهم ـ 2) و عبداللطيف (سيزدهم ـ 1)، طاعونهاي ديگري را به زبان عربي گزارش كردهاند و دومي از طاعون سال 1200 در مصر سخن گفتهاست. اشارهاي به طاعون سال 1286 در تاريخ لاتيني ساليمبِنه (سيزدهم ـ 2) ديده ميشود.
طاعون سال 1348 بينهايت فلاكتبارتر از قبليها بود، شايد به اين علت كه افزايش تجارت بينالمللي از راه خشكي و دريا احتمال سرايت را فوقالعاده افزايش دادهبود، حال آنكه وسيلهٴ دفاع مانند گذشته سطحي و ناچيز بود. در مورد ماهيت آن هيچ ترديدي نيست. آن طاعون شرقي واقعي بود، خواه خياركي يا ريوي، بيشك زخم كشالهٴ ران، ريه و زيربغل مشاهده و بهصورتي سطحي گزارش شدهاست.
نخستين جاي محقق شده كه طاعون در آن شروع شد، موترا (بر رود جمنا، ميان دهلي و اگرا) در سال 1332 بود؛ آن سال مصادف با موسم زيارتي بود كه هر دوازده سال يكبار انجام ميگرفت. در
سفرنامهٴ ابنبطوطه ذكري از طاعون موترا ديده ميشود، زايران بيماري را به هر سو بردند و آن را تا سال 1351 در هند و چين منتشر كردند. بيماريهايي كه در سال 1341 در روسيه و در سال 1342 در شام، شيوع يافت ممكن است پيشاهنگ بلاي بزرگي باشد كه در غرب عموماً به مرگ سياه معروف شد.
مقارن سال 1346 بيماري در آسيا به بدترين صورت انتشار يافته بود و بهتدريج به سوي غرب ميرفت. در سال 1347 به قسطنطنيه رسيد و اندكي بعد به بخشهاي عمدهٴ جنوب اروپا؛ مثلاً در همان سال 1347 آن را در سيسيل، ناپل و جنوا ميبينيم. در آغاز سال 1348 ونيز گرفتار آن شد و از آن بازار بزرگ به سرعت به هر سويي انتشار يافت. به نظر ميرسد نخست كشورهاي مديترانه مبتلا شدند، كه اوج بيماري در آنها در سال 1348 بود؛ در اروپاي مركزي و انگلستان بيماري تا سال بعد، و در روسيه تا سال 1352 به اوج خود نرسيد. سفر بيماري در سراسر اروپا ظاهراً بهطور كلي مسير نعل اسبي داشت كه از قسطنطنيه شروع شد، در جنوب اروپا تا